<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>منتظرمنتقم - آخرین نظرات</title>
		<link>https://barani.kowsarblog.ir/?disp=comments</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
				<item>
			<title>در پاسخ به: </title>
			<description>&lt;p&gt;تأسف باره&lt;/p&gt;</description>
			<link>https://barani.kowsarblog.ir/title-6464#c134188</link>
		</item>
				<item>
			<title>در پاسخ به: </title>
			<description>&lt;p&gt;متن تأمل برانگیزی بود&lt;/p&gt;</description>
			<link>https://barani.kowsarblog.ir/title-6467#c134186</link>
		</item>
				<item>
			<title>در پاسخ به: فاطمیه</title>
			<description>&lt;p&gt;ده شب چراغانی بود یکسر زمین و آسمان&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;گویا که ماه دیگری تابیده در کون و مکان&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بانگ طرب از درگه خلاق سرمدی آمده&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;هنگام شور و شادی آل محمد (ص) آمده&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دهه کرامت ، میلاد دو ماه تابان ولایت بر همه دوستداران و عاشقان خاندان ولایت مبارک باد.&lt;/p&gt;</description>
			<link>https://barani.kowsarblog.ir/فاطمیه-185#c112421</link>
		</item>
				<item>
			<title>در پاسخ به: فاطمیه</title>
			<description>&lt;p&gt;خوبه وبلاگتون&lt;/p&gt;</description>
			<link>https://barani.kowsarblog.ir/فاطمیه-183#c97343</link>
		</item>
				<item>
			<title>در پاسخ به: فاطمیه</title>
			<description>&lt;p&gt;با سلام&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روزهایی با مادر شهیده ام&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من دختری ایرانیم از شهر&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نه،اصلا مهم نیست که از کدام شهر و دیار&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چون اینها دل غمگین مرا شاد نمی کند و عقده از غم افسرده ام نمی گشاید&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;.&lt;br /&gt;
.&lt;br /&gt;
.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; آری مادر من آن بانوی بال وپر شکسته ای است که نزدیک سه ماه از غصه و رنج و درد ، آب شد و جز شبهی از او بجای نماند ودر طول این مدت،جز یک بار لبخند بر لبهای او ننشست&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روزی به خادمه اش فرمود:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دارم از دنیا می روم و این رسم عرب که نعشِ در گذشته رابر تخته ای می گذارند که حجم بدن او پیداست، مرا رنج می دهد&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دوست ندارم حجم بدنم را در کفن، حتی بعد از مردنم، نامحرمی ببیند&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وچون خادمه اش طرحی از تابوت –که رسم دیار خودشان بود،برای او ترسیم کرد آن قدر دل رنجیده اش شادمان گردید که غنچه ی تبسم بر لبهای او شکفته شد و این تنها لبخند یادگار مادر، بعد از شهادت پدربزرگوارش بود&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;واین برای من درسی بزرگ دارد که نگذارم این تنها تبسم ابدی مادرم،در صفحه ی روزگار خاموش گردد&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;و اکنون پشیمان از گذشته، گذشته ای که یادآوردنش مرا می آزارد و شرمنده ام می کند و امیدوار به آینده&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;می خواهم این لبخند دوباره تکرار شود، می خواهم غصه ای از دل پردرد مادرم بردارم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;می خواهم خوب باشم. می خواهم عفیف و پاک باشم.من که روزی دل به دیگران بستم می خواهم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روزهایی با مادر شهیده ام باشم تا در روًیاهای خویش مادر جوانم را ببینم که با نگاه به قامت پوشیده ودر عفاف من دوباره لبخند می زند و با این لبخند صدایم می زند که:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نه روزهایی بلکه برای همیشه در آغوشم بمان.مادری که دنیای ما با حسادت و رشک او را آزرد و قلبش را شکست، مهربانی بی گناه ،که او رابا خشم و نفرت زدند، با کینه جنینش را سقط کردند ،فرزندانش را یتیم و همسرش را بی یاور ساختند&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سرانجام،مخفیانه با یک دنیا مظلومیت و غربت در دل خاک آرمید&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ظلم به او هیچ گاه از خاطرم نمی رود&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;می خواهم پرچم دار پیام او به دنیا باشم . به یاد سیلی و ضربتی که او را مظلومانه شهید کرد، با حجاب و عفافم نمادی از مظلومیت اورا به شهر ، کشور وحتی سراسر دنیا فریاد کنم وبه یاد داشته باشم که &lt;br /&gt;
مهربانترین بانوی بهشت را تنها به این گناه کشتند که دوست داشت همه خداوند بزرگ را دوست بدارند و بندگی کنند&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در سایه محبت و پیروی از امیرموًمنان، فرمانهای خدا را عمل و از هرچه خدا دوست ندارد دوری کنم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;آیا توهم مانند من می خواهی بامادر باشی؟ &lt;br /&gt;
پس بیا تا صدایش کنیم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ای مهربان مادر! دستم را بگیر تا برایت دختری کنم.دختری که سراپا پوشیده و در حجاب است. دوستت دارم ای مادر که تو گمشده ی من و بهار امید منی . در عزایت اشک می ریزم و دشمنت را لعن و نفرین می کنم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; نوشته زیبا احمدی - وبلاگ احساس ابری&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; ایام شهادت مادر شهیده شیعه ، مادرم حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت باد.&lt;/p&gt;</description>
			<link>https://barani.kowsarblog.ir/فاطمیه-180#c97329</link>
		</item>
				<item>
			<title>در پاسخ به: فاطمیه</title>
			<description>&lt;p&gt;با سلام&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روزهایی با مادر شهیده ام&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من دختری ایرانیم از شهر&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نه،اصلا مهم نیست که از کدام شهر و دیار&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چون اینها دل غمگین مرا شاد نمی کند و عقده از غم افسرده ام نمی گشاید&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من آن دختر راه گم کرده ای هستم که گاهی به تحصیلات خود بالیدم و دمی به &amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;.&lt;br /&gt;
.&lt;br /&gt;
.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; آری مادر من آن بانوی بال وپر شکسته ای است که نزدیک سه ماه از غصه و رنج و درد ، آب شد و جز شبهی از او بجای نماند ودر طول این مدت،جز یک بار لبخند بر لبهای او ننشست&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روزی به خادمه اش فرمود:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دارم از دنیا می روم و این رسم عرب که نعشِ در گذشته رابر تخته ای می گذارند که حجم بدن او پیداست، مرا رنج می دهد&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دوست ندارم حجم بدنم را در کفن، حتی بعد از مردنم، نامحرمی ببیند&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وچون خادمه اش طرحی از تابوت –که رسم دیار خودشان بود،برای او ترسیم کرد آن قدر دل رنجیده اش شادمان گردید که غنچه ی تبسم بر لبهای او شکفته شد و این تنها لبخند یادگار مادر، بعد از شهادت پدربزرگوارش بود&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;واین برای من درسی بزرگ دارد که نگذارم این تنها تبسم ابدی مادرم،در صفحه ی روزگار خاموش گردد&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;و اکنون پشیمان از گذشته، گذشته ای که یادآوردنش مرا می آزارد و شرمنده ام می کند و امیدوار به آینده&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;می خواهم این لبخند دوباره تکرار شود، می خواهم غصه ای از دل پردرد مادرم بردارم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;می خواهم خوب باشم. می خواهم عفیف و پاک باشم.من که روزی دل به دیگران بستم می خواهم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روزهایی با مادر شهیده ام باشم تا در روًیاهای خویش مادر جوانم را ببینم که با نگاه به قامت پوشیده ودر عفاف من دوباره لبخند می زند و با این لبخند صدایم می زند که:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نه روزهایی بلکه برای همیشه در آغوشم بمان.مادری که دنیای ما با حسادت و رشک او را آزرد و قلبش را شکست، مهربانی بی گناه ،که او رابا خشم و نفرت زدند، با کینه جنینش را سقط کردند ،فرزندانش را یتیم و همسرش را بی یاور ساختند&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سرانجام،مخفیانه با یک دنیا مظلومیت و غربت در دل خاک آرمید&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ظلم به او هیچ گاه از خاطرم نمی رود&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;می خواهم پرچم دار پیام او به دنیا باشم . به یاد سیلی و ضربتی که او را مظلومانه شهید کرد، با حجاب و عفافم نمادی از مظلومیت اورا به شهر ، کشور وحتی سراسر دنیا فریاد کنم وبه یاد داشته باشم که &lt;br /&gt;
مهربانترین بانوی بهشت را تنها به این گناه کشتند که دوست داشت همه خداوند بزرگ را دوست بدارند و بندگی کنند&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در سایه محبت و پیروی از امیرموًمنان، فرمانهای خدا را عمل و از هرچه خدا دوست ندارد دوری کنم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;آیا توهم مانند من می خواهی بامادر باشی؟ &lt;br /&gt;
پس بیا تا صدایش کنیم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ای مهربان مادر! دستم را بگیر تا برایت دختری کنم.دختری که سراپا پوشیده و در حجاب است. دوستت دارم ای مادر که تو گمشده ی من و بهار امید منی . در عزایت اشک می ریزم و دشمنت را لعن و نفرین می کنم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; نوشته زیبا احمدی - وبلاگ احساس ابری&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; ایام شهادت مادر شهیده شیعه ، مادرم حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت باد.&lt;/p&gt;</description>
			<link>https://barani.kowsarblog.ir/فاطمیه-181#c97328</link>
		</item>
				<item>
			<title>در پاسخ به: عاشورا</title>
			<description>
&lt;p&gt;بسمه تعالي&lt;br /&gt;
باسلام&lt;br /&gt;
ضمن پاسداشت ايام اربعين سيد و سالار شهيد حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام&lt;br /&gt;
معاونت پژوهش حوزه هاي علميه خواهران در پايگاه پويش پذيراي شما پژوهشگران محترم مي باشد.&lt;br /&gt;
اين پايگاه اخبار ايام هفته پژوهش را به اطلاع جامعه دين پژوهي  حوزه هاي علميه خواهد رساند&lt;br /&gt;
نياز هاي پژوهشي خود را از پايگاه پويش مطالبه کنيد &lt;br /&gt;
پيشنهاد از شما اجرا از ما&lt;br /&gt;
درر هفته پژوهش به ما سر بزنيد&lt;br /&gt;
آدرس پايگاه معاونت پژوهش &lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.pooyesh.whc.ir&quot;&gt;www.pooyesh.whc.ir&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
با تشکر&lt;/p&gt;</description>
			<link>https://barani.kowsarblog.ir/عاشورا-24#c88453</link>
		</item>
		  </channel>
</rss>
